تبليغاتX
دست نوشته هاي يك بيمار رواني
دست نوشته هاي يك بيمار رواني
" همهُ مهره های سياه به نام من ، تو به سپيدی ات مي بازی "

سالهاست که دغدغه ی اهالی ادبیات ایران این است که با آنها و آثارشان برخوردی مناسب و در شان شود . البته هیچ فرقی نمی کند که داستان نویس باشند یا شاعر یا شاید هم هر دوی آنها .. قصه قصه ی برخورد است ... برخوردی که با سابقه ی درخشانی که در تاریخ این سرزمین اهورایی می بینی احساس می کنی که این روزها درست انجام می شود و شاید هم شما که دارید الان این مطلب را می خوانید موافق باشید که این روزها پر رنگ تر از گذشته آنچه که مهم نیست ادبیاتی است که برای ادبیات می نویسد .

شما می نویسد .. فرقی نمی کند شعر یا داستان .. مهم است که می نویسید و هستید . شما می خوانید .. فرقی نمی کند شعر یا داستان ..مهم این است که می خوانید و هستید . آنها که می نویسند دلتنگ هستند از این که با آثارشان برخوردی مناسب و در شان نمی شود . هیچ کمکی به انتشار آثارشان نمی شود . فضایی برای مطرح شدن آنها نیست و اگر هم این اتفاق بیافتد هجوم نقدهای غیر منصفانه سراسیمه شان می کند . البته قصه کمی غم انگیز تر می شود وقتی که در یک جایزه ی ادبی یا جشنواره ( که البته تعدادشان هم کم نیست ) شرکت می کنند به هزار و یک دلیل سانسور می شوند و به خاطر هزار و یک دلیل که می دانید حذف می شود و نهایتا دل زده و سرخورده همه چیز را رها می کنند و می روند شاید وقتی که همه چیز را فراموش کردند دوباره وارد این چرخه ای شوند که البته سرانجامش دوباره مشخص است . چند نفری هستند که آرزوهای بزرگتری دارند و به جهانی شدن فکر می کنند و اگر تمام فیلترهای غیر ادبی را بگذارند تازه به مشکل ترجمه می خورند و ترجیح می دهند که فراموش کنند که می خواهند وارد جاده های ادبی این دهکده ی جهانی شوند و همه چیز را اول راه رها می کنند .نه می دانند که از کجا بروند و نه اقتصاد متزلزل ادبی شان ( اگر واقعا وجود داشته باشد ) به دادشان می رسد و نه می دانند که در کجای این جهان چه کسی و کجا منتظر آثارشان است .

قصه ی جایزه های ادبی و جشنواره ها هم حکایت طولانی دارد . آنهایی که به دولت منسوب هستند که آن قدر فیلتر و کنترل دارند که وقتی لیست آثار حذف شده اش را می بینی سرت گیج می رود و ترجیح می دهی یک پاک کن بزرگ برداری و سابقه ی شرکت ات را در این جایزه ها و جشنواره ها برداری . عده ای هم که توکل می کنند به داوری هایی که داورهایشان را می شناسند . اعتبار جوایز را به داورهایشان می بینند ( که البته به نظر من هم بدون تاثیر نیست ) و نهایتا چند نفری برگزیده اعلام می شوند و چند سکه می گیرند و بقیه ی آثاری که حتی شاید قوی تر از آثار برگزیده باشند با همه ی قداستشان ( البته به نظر من ) به دور ریخته می شوند و فراموش می شوند و قصه دوباره در سال بعد تکرار می شود . جایزه های ادبی خصوصی هم که قصه ی شان مشخص است از اول کار مشخص است . یا برای یک بار برگزار می شوند یا اگر قرار باشد ادامه داشته باشد هر سال از سر وته اش می زنند . یک سال کتابش را حذف می کنند یک سال مراسم اش یک سال هم جایزه اش . البته اینجا اگر رابطه ی حسی و عاطفی با داورها داشته باشی ( در جوایز دولتی هم ) شانس بیشتری برای برگزیده شدن داری . وای از روزی که اگر گوشه وب لاگت یا روزنامه یا سایت یا مجله ای و یا حتی گوشه ی جمعی خصوصی انتقادی از وضعیت جایزه ها و جشنواره ها کرده باشی ..آن وقت هم تو و هم آثارت و هم شاید خانواده ات بدترین و خائن ترین افراد به ادبیات این مرز و بوم شناخته می شوی . البته به حق هستند معدود جوایزی که برگزارکنندگانش با همه ی مشکلاتی که وجود دارد برای ادبیات تلاش می کنند که آن قدر کمرنگ هستند که شاید دیده نیز نشوند .

به نظر من نویسندگان و شاعران ایرانی حق دارند که تا ته و توی یک جشنواره را از حامی و  دبیر و داوران و .. در نیاورند در فراخوانهای ادبی شرکت نکنند . تازه همه ی آنها را که نیز بدانند با شک و سلام و صلوات در آن شرکت می کنند و امید دارند که حداقل برخوردی که توقع دارند با آنها و آثارشان بشود . این قصه ی دردناکی است که ادیبان ایرانی با آن مواجه اند ... آیا شما با من موافق نیستید ؟

دغدغه ی سالهای دور و نزدیک من این بود که اجتماع بزرگی از نویسندگان و شاعران ایرانی ایجاد شود که هیچ وابستگی خاصی به هیچ نهاد و ارگانی نداشته باشد فرقی نمی کند دولتی یا خصوصی . مهم این است که از آنها و آثارشان سوء استفاده نشود . مهم این است که خروجی این اجتماع آثاری باشد که هم به صاحبانشان هویت بدهد و هم به مخاطبانشان ارامش و فکر . معتقد بودم که قلم ایرانی قداست دارد و هیچکس نباید از آن سوءاستفاده ی ابزاری کند . معتقد بودم که ادبیات ایرانی قابلیت جهانی شدن دارد و اگر آثارش به جهانیان معرفی شود همه ی اهالی دنیا از آن لذت می برند و با آغوش باز از آنها استقبال می کنند . اما هیچ وقت نفهمیدم که چه کسی باید همه ی آنها را راهبری کند و از آن حمایت کند .. راستش را بخواهید هنوز هم نفهمیدم .. اما فهمیدم که این اتفاق نمی افتد مگر این که خود نویسنده ها و شاعران با یک اتحاد قوی این اجتماع را به وجود بیاورند . اجتماعی که حاصل همه ی سلیقه ها و تفکرهای موجود باشد . فرقی نمی کند که چه خط مشی و راه و سبکی را انتخاب کرده باشند مهم این است که می نویسند و ایرانی باشند .

راستش را بخواهید حالا که این همه دوستان خوب و محترم ادیب را دارم ( و به این افتخار به خودم می بالم ) به این نتیجه رسیدم که بهترین فرصت برای ایجاد این گروه مستقل است که هیچگونه وابستگی فکری و مالی و سیاسی به نهاد یا ارگانی ( چه دولتی و چه خصوصی ) نداشته باشد و این کار را انجام دادیم . انجمن ادبیات اینترنتی ایران را تشکیل دادیم که تا امروز ۲۲ تیرماه ۸۷ دقیقا ۳۶۶۸ عضو دارد که به طریق مختلف ثبت نام کرده اند . این اعضا عمدتا خودشان شاعر و داستان نویس هستند البته عده ای هم علاقه مند به ادبیات هستند در این افراد به وضوح نویسندگان و شاعران آماتور ایران دیده می شوند و البته چندین نویسنده و شاعر حرفه ای ایرانی نیز دیده می شوند که همه ی آنها و نفر به نفر آنها برای ما محترم هستند و برنامه ی ویژه ای برای استفاده از تجارب و آثارشان و البته ایده های عملی شان داریم . امیدواریم که شایسته ی این حس اعتماد همه ی این ۳۶۶۸ نفر که روز به روز به تعدادشان نیز افزوده می شود باشیم و دوستی و رابطه ی خوبی با آنها داشته باشیم . اعضای اصلی این انجمن همه ی کسانی هستند که اعتماد کردند و آمدند اما اعضای موسس این انجمن علاوه بر خودم آقای  سید فرشید سادات شریفی دانشجوی دوره ی فوق لیسانس ادبیات فارسی و سرکارخانم آزاده ی نجفیان دانشجوی  لیسانس ادبیات فارسی و آقای آراز بارسقیان داستان نویس و مترجم و نمایشنامه نویس و آقای آرمین ایمانی دانشجوی دوره ی فوق لیسانس کامپیوتر ( فن آوری اطلاعات ) می باشند که با تمام تلاش در جهت پیشبرد اهداف این انجمن تلاش خواهند کرد .

جایزه ی ادبی ایران 

جایزه ی ادبی ایران با اهدافی متفاوت در دنیای ادبیات ایرانی به همت همین انجمن معرفی شد و فراخوان آن نیز اعلام شد که شاید دانستن نکاتی در خصوص شرایط برگزاری و اهداف آن برای شما جالب باشد . برگزارکنندگان جایزه ی ادبی ایران که همه ی اعضای انجمن ادبیات اینترنتی ایران می باشند معتقدند که خلاء برگزاری یک جایزه ی ادبی مستقل در کشور به شدت احساس می شد و به منظور حفظ و اعتلای ادبیات ایرانی این جایزه را راه اندازی کردند . در فراخوان گسترده ای که از طریق سایتهای معتبر و وب لاگ ها و روزنامه ها و خبرگزاری و ابزارهای اطلاع رسانی دیگری که می شناختند از همه ی نویسندگان و شاعران و نشریات ایرانی دعوت کردند که در این جایزه ی ادبی شرکت کنند . معتقد بودیم که ادیبان ایرانی از این فراخوان ادبی مستقل استقبال خواهند کرد و البته همین طور شد و مطمئنیم با حضور بقیه شاعران و داستان نویسانی که از این پس فراخوان جایزه ی ادبی ایران به دست آنها می رسد این استقبال بیش از بیش نیز خواهد شد و ما میزبان هزاران آثار داستان نویسان و شاعران ایرانی خواهیم بود که از جای جای دنیا و ایران آثارشان را برای ما ارسال خواهند کرد .

نوبت به داوری آثار در جایزه ی ادبی ایران که برسد شرایط کلا تغییر می کند . ما معتقدیم آثار ادبی را نمی توان با خط کش اندازه گیری کرد بنابراین برای داوری دو مرحله در نظر می گیریم و دو خروجی مهم .  در مرحله ی اول همه ی آثار توسط یک تیم سه نفره ( استاد ادبیات دانشگاه - منتقد ادبیات - داستان نویس و یا شاعر ) بررسی می شوند و آثاری که ساختار شعر و داستان را داشته باشند انتخاب می شوند . ریزش آثار در این دسته فقط به آثاری تعلق می گیرد که در ساختارهای شعر و داستان قرار نمی گیرند . بنابراین همه ی داستان نویسان و شاعرانی که در این مرحله ساختار را رعایت کرده باشند آثارشان به مرحله ی داوری نهایی می رسد . البته چه تقدیری شایسته تر از این که آثار این دسته از صاحبان آثار ( فرقی نمی کند تعدادشان چند نفر باشد ) در کتاب یا کتابهای جایزه ی ادبی ایران منتشر می شوند و در نمایشگاه کتاب تهران رونمایی می شوند . این کتابها که در هر سال منتشر شود می تواند به عنوان مجموعه های شعر و داستان ادبیات داستانی و شعر ایران معرفی شود . از آنجا که مخاطب این کتابها نیز زیاد می باشد برای صاحبان اثر نیز می تواند فرصتی مناسب برای دریافت بازتاب انتشار آثارشان در کنار آثار مطرح کشور باشد . در مرحله ی دوم آثار توسط گروهی پنج نفره داوری می شود ( استاد دانشکاه - منتقد ادبی - تیم داوری داستان یا تیم داوری شعر ) که در مجموع و نهایتا افراد برگزیده ی هر بخش معرفی می شوند . ضمن تقدیر از  آثار افراد برگزیده آثارشان در کتابی دو زبانه ( انگلیسی و فارسی ) منتشر می شود تا ضمن معرفی آثار به علاقه مندان در جایزه های ادبی مطرح جهان نیز شرکت داده شود . آثاری که مجوز انتشار نگیرند به صورت کتاب الکترونیکی عرضه می شوند .

علاوه بر این سه اتفاق دیگر در حاشیه برگزاری جایزه ی ادبی ایران خواهد افتاد . راه اندازی سایت انگلیسی  زبان جایزه ی ادبی ایران به منظور انعکاس آثار داستان نویسان و شاعران و منتقدان ادبی ایران برای جهانیان با نظارت یکی از بهترین تیم های ترجمه کشور و علاوه بر آن برگزاری کلاس های مکاتبه ای داستان نویسی و شعر در سراسر کشور و جهان و راه اندازی انتشارات جایزه ی ادبی ایران به منظور حمایت و پخش مناسب و در خور آثار ایرانی که البته با نظارت تیم های علمی معتبر منتشر خواهد شد .

جایزه ی ادبی ایران سالیانه برگزار می شود فراخوان اش از خرداد ماه تا مردادماه اعلام خواهد شد . آثار برگزیده در آذرماه تا دی ماه هر سال اعلام خواهند شد و کتاب های این جایزه در اردیبهشت ماه رونمایی خواهند شد . در طول هر سال سفرهای نقد کتاب های جشنواره با حضور نویسندگان و شاعران مطرح کشور در شهرهای کشور اتفاق خواهد افتاد و علاقه مندان می توانند در کلاسهای مکاتبه ای این انجمن که با سرپرستی شاعران و نویسندگان مطرح کشور برگزار می شود شرکت کنند .

بنابراین اگر مایلید آثارتان در یک فضای ادبی مستقل داوری شود و معرفی شوند سایت جایزه ی ادبی ایران  را که هر دو هفته یک بار و با حضور داستان نویسان و منتقدان و شاعران ایرانی به روز می شود مطالعه کنید و حتما در فراخوان جایزه ی ادبی ایرانشرکت کنید و اگر مایلید خبر فراخوان جایزه ی ادبی ایران را به دوستانتان نیز برسانید و یا آدرسشان را برای ما بفرستید تا این خبر فراخوان برای آنها نیز ارسال گردد . به امید پویایی ادبیات ایران .

 

محسن سراجی

دبیر جایزه ی ادبی ایران

 

جایزه ی ادبی ایران در ایسنا               جایزه ی ادبی ایران در ایرنا

جایزه ی ادبی ایران در فارس              جایزه ی ادبی ایران در خبر

جایزه ی ادبی ایران در مهر                 جایزه ی ادبی ایران در کتاب نیوز

جایزه ی ادبی ایران در آتیبان              جایزه ی ادبی ایران در ویکی پدیا

اولین کنفرانس مطبوعاتی جایزه ادبی ایران

کنفرانس مطبوعاتی ایران در خبرگزاری مهر      کنفرانس مطبوعاتی ایران در ایسکانیوز

کنفرانس مطبوعاتی درآفتاب

 

ارسال در تاريخ توسط محسن سراجی
قالب وبلاگ