تبليغاتX
دست نوشته هاي يك بيمار رواني

دست نوشته هاي يك بيمار رواني

سالهاست که دغدغه ی اهالی ادبیات ایران این است که با آنها و آثارشان برخوردی مناسب و در شان شود . البته هیچ فرقی نمی کند که داستان نویس باشند یا شاعر یا شاید هم هر دوی آنها .. قصه قصه ی برخورد است ... برخوردی که با سابقه ی درخشانی که در تاریخ این سرزمین اهورایی می بینی احساس می کنی که این روزها درست انجام می شود و شاید هم شما که دارید الان این مطلب را می خوانید موافق باشید که این روزها پر رنگ تر از گذشته آنچه که مهم نیست ادبیاتی است که برای ادبیات می نویسد .

شما می نویسد .. فرقی نمی کند شعر یا داستان .. مهم است که می نویسید و هستید . شما می خوانید .. فرقی نمی کند شعر یا داستان ..مهم این است که می خوانید و هستید . آنها که می نویسند دلتنگ هستند از این که با آثارشان برخوردی مناسب و در شان نمی شود . هیچ کمکی به انتشار آثارشان نمی شود . فضایی برای مطرح شدن آنها نیست و اگر هم این اتفاق بیافتد هجوم نقدهای غیر منصفانه سراسیمه شان می کند . البته قصه کمی غم انگیز تر می شود وقتی که در یک جایزه ی ادبی یا جشنواره ( که البته تعدادشان هم کم نیست ) شرکت می کنند به هزار و یک دلیل سانسور می شوند و به خاطر هزار و یک دلیل که می دانید حذف می شود و نهایتا دل زده و سرخورده همه چیز را رها می کنند و می روند شاید وقتی که همه چیز را فراموش کردند دوباره وارد این چرخه ای شوند که البته سرانجامش دوباره مشخص است . چند نفری هستند که آرزوهای بزرگتری دارند و به جهانی شدن فکر می کنند و اگر تمام فیلترهای غیر ادبی را بگذارند تازه به مشکل ترجمه می خورند و ترجیح می دهند که فراموش کنند که می خواهند وارد جاده های ادبی این دهکده ی جهانی شوند و همه چیز را اول راه رها می کنند .نه می دانند که از کجا بروند و نه اقتصاد متزلزل ادبی شان ( اگر واقعا وجود داشته باشد ) به دادشان می رسد و نه می دانند که در کجای این جهان چه کسی و کجا منتظر آثارشان است .

قصه ی جایزه های ادبی و جشنواره ها هم حکایت طولانی دارد . آنهایی که به دولت منسوب هستند که آن قدر فیلتر و کنترل دارند که وقتی لیست آثار حذف شده اش را می بینی سرت گیج می رود و ترجیح می دهی یک پاک کن بزرگ برداری و سابقه ی شرکت ات را در این جایزه ها و جشنواره ها برداری . عده ای هم که توکل می کنند به داوری هایی که داورهایشان را می شناسند . اعتبار جوایز را به داورهایشان می بینند ( که البته به نظر من هم بدون تاثیر نیست ) و نهایتا چند نفری برگزیده اعلام می شوند و چند سکه می گیرند و بقیه ی آثاری که حتی شاید قوی تر از آثار برگزیده باشند با همه ی قداستشان ( البته به نظر من ) به دور ریخته می شوند و فراموش می شوند و قصه دوباره در سال بعد تکرار می شود . جایزه های ادبی خصوصی هم که قصه ی شان مشخص است از اول کار مشخص است . یا برای یک بار برگزار می شوند یا اگر قرار باشد ادامه داشته باشد هر سال از سر وته اش می زنند . یک سال کتابش را حذف می کنند یک سال مراسم اش یک سال هم جایزه اش . البته اینجا اگر رابطه ی حسی و عاطفی با داورها داشته باشی ( در جوایز دولتی هم ) شانس بیشتری برای برگزیده شدن داری . وای از روزی که اگر گوشه وب لاگت یا روزنامه یا سایت یا مجله ای و یا حتی گوشه ی جمعی خصوصی انتقادی از وضعیت جایزه ها و جشنواره ها کرده باشی ..آن وقت هم تو و هم آثارت و هم شاید خانواده ات بدترین و خائن ترین افراد به ادبیات این مرز و بوم شناخته می شوی . البته به حق هستند معدود جوایزی که برگزارکنندگانش با همه ی مشکلاتی که وجود دارد برای ادبیات تلاش می کنند که آن قدر کمرنگ هستند که شاید دیده نیز نشوند .

به نظر من نویسندگان و شاعران ایرانی حق دارند که تا ته و توی یک جشنواره را از حامی و  دبیر و داوران و .. در نیاورند در فراخوانهای ادبی شرکت نکنند . تازه همه ی آنها را که نیز بدانند با شک و سلام و صلوات در آن شرکت می کنند و امید دارند که حداقل برخوردی که توقع دارند با آنها و آثارشان بشود . این قصه ی دردناکی است که ادیبان ایرانی با آن مواجه اند ... آیا شما با من موافق نیستید ؟

دغدغه ی سالهای دور و نزدیک من این بود که اجتماع بزرگی از نویسندگان و شاعران ایرانی ایجاد شود که هیچ وابستگی خاصی به هیچ نهاد و ارگانی نداشته باشد فرقی نمی کند دولتی یا خصوصی . مهم این است که از آنها و آثارشان سوء استفاده نشود . مهم این است که خروجی این اجتماع آثاری باشد که هم به صاحبانشان هویت بدهد و هم به مخاطبانشان ارامش و فکر . معتقد بودم که قلم ایرانی قداست دارد و هیچکس نباید از آن سوءاستفاده ی ابزاری کند . معتقد بودم که ادبیات ایرانی قابلیت جهانی شدن دارد و اگر آثارش به جهانیان معرفی شود همه ی اهالی دنیا از آن لذت می برند و با آغوش باز از آنها استقبال می کنند . اما هیچ وقت نفهمیدم که چه کسی باید همه ی آنها را راهبری کند و از آن حمایت کند .. راستش را بخواهید هنوز هم نفهمیدم .. اما فهمیدم که این اتفاق نمی افتد مگر این که خود نویسنده ها و شاعران با یک اتحاد قوی این اجتماع را به وجود بیاورند . اجتماعی که حاصل همه ی سلیقه ها و تفکرهای موجود باشد . فرقی نمی کند که چه خط مشی و راه و سبکی را انتخاب کرده باشند مهم این است که می نویسند و ایرانی باشند .

راستش را بخواهید حالا که این همه دوستان خوب و محترم ادیب را دارم ( و به این افتخار به خودم می بالم ) به این نتیجه رسیدم که بهترین فرصت برای ایجاد این گروه مستقل است که هیچگونه وابستگی فکری و مالی و سیاسی به نهاد یا ارگانی ( چه دولتی و چه خصوصی ) نداشته باشد و این کار را انجام دادیم . انجمن ادبیات اینترنتی ایران را تشکیل دادیم که تا امروز ۲۲ تیرماه ۸۷ دقیقا ۳۶۶۸ عضو دارد که به طریق مختلف ثبت نام کرده اند . این اعضا عمدتا خودشان شاعر و داستان نویس هستند البته عده ای هم علاقه مند به ادبیات هستند در این افراد به وضوح نویسندگان و شاعران آماتور ایران دیده می شوند و البته چندین نویسنده و شاعر حرفه ای ایرانی نیز دیده می شوند که همه ی آنها و نفر به نفر آنها برای ما محترم هستند و برنامه ی ویژه ای برای استفاده از تجارب و آثارشان و البته ایده های عملی شان داریم . امیدواریم که شایسته ی این حس اعتماد همه ی این ۳۶۶۸ نفر که روز به روز به تعدادشان نیز افزوده می شود باشیم و دوستی و رابطه ی خوبی با آنها داشته باشیم . اعضای اصلی این انجمن همه ی کسانی هستند که اعتماد کردند و آمدند اما اعضای موسس این انجمن علاوه بر خودم آقای  سید فرشید سادات شریفی دانشجوی دوره ی فوق لیسانس ادبیات فارسی و سرکارخانم آزاده ی نجفیان دانشجوی  لیسانس ادبیات فارسی و آقای آراز بارسقیان داستان نویس و مترجم و نمایشنامه نویس و آقای آرمین ایمانی دانشجوی دوره ی فوق لیسانس کامپیوتر ( فن آوری اطلاعات ) می باشند که با تمام تلاش در جهت پیشبرد اهداف این انجمن تلاش خواهند کرد .

جایزه ی ادبی ایران 

جایزه ی ادبی ایران با اهدافی متفاوت در دنیای ادبیات ایرانی به همت همین انجمن معرفی شد و فراخوان آن نیز اعلام شد که شاید دانستن نکاتی در خصوص شرایط برگزاری و اهداف آن برای شما جالب باشد . برگزارکنندگان جایزه ی ادبی ایران که همه ی اعضای انجمن ادبیات اینترنتی ایران می باشند معتقدند که خلاء برگزاری یک جایزه ی ادبی مستقل در کشور به شدت احساس می شد و به منظور حفظ و اعتلای ادبیات ایرانی این جایزه را راه اندازی کردند . در فراخوان گسترده ای که از طریق سایتهای معتبر و وب لاگ ها و روزنامه ها و خبرگزاری و ابزارهای اطلاع رسانی دیگری که می شناختند از همه ی نویسندگان و شاعران و نشریات ایرانی دعوت کردند که در این جایزه ی ادبی شرکت کنند . معتقد بودیم که ادیبان ایرانی از این فراخوان ادبی مستقل استقبال خواهند کرد و البته همین طور شد و مطمئنیم با حضور بقیه شاعران و داستان نویسانی که از این پس فراخوان جایزه ی ادبی ایران به دست آنها می رسد این استقبال بیش از بیش نیز خواهد شد و ما میزبان هزاران آثار داستان نویسان و شاعران ایرانی خواهیم بود که از جای جای دنیا و ایران آثارشان را برای ما ارسال خواهند کرد .

نوبت به داوری آثار در جایزه ی ادبی ایران که برسد شرایط کلا تغییر می کند . ما معتقدیم آثار ادبی را نمی توان با خط کش اندازه گیری کرد بنابراین برای داوری دو مرحله در نظر می گیریم و دو خروجی مهم .  در مرحله ی اول همه ی آثار توسط یک تیم سه نفره ( استاد ادبیات دانشگاه - منتقد ادبیات - داستان نویس و یا شاعر ) بررسی می شوند و آثاری که ساختار شعر و داستان را داشته باشند انتخاب می شوند . ریزش آثار در این دسته فقط به آثاری تعلق می گیرد که در ساختارهای شعر و داستان قرار نمی گیرند . بنابراین همه ی داستان نویسان و شاعرانی که در این مرحله ساختار را رعایت کرده باشند آثارشان به مرحله ی داوری نهایی می رسد . البته چه تقدیری شایسته تر از این که آثار این دسته از صاحبان آثار ( فرقی نمی کند تعدادشان چند نفر باشد ) در کتاب یا کتابهای جایزه ی ادبی ایران منتشر می شوند و در نمایشگاه کتاب تهران رونمایی می شوند . این کتابها که در هر سال منتشر شود می تواند به عنوان مجموعه های شعر و داستان ادبیات داستانی و شعر ایران معرفی شود . از آنجا که مخاطب این کتابها نیز زیاد می باشد برای صاحبان اثر نیز می تواند فرصتی مناسب برای دریافت بازتاب انتشار آثارشان در کنار آثار مطرح کشور باشد . در مرحله ی دوم آثار توسط گروهی پنج نفره داوری می شود ( استاد دانشکاه - منتقد ادبی - تیم داوری داستان یا تیم داوری شعر ) که در مجموع و نهایتا افراد برگزیده ی هر بخش معرفی می شوند . ضمن تقدیر از  آثار افراد برگزیده آثارشان در کتابی دو زبانه ( انگلیسی و فارسی ) منتشر می شود تا ضمن معرفی آثار به علاقه مندان در جایزه های ادبی مطرح جهان نیز شرکت داده شود . آثاری که مجوز انتشار نگیرند به صورت کتاب الکترونیکی عرضه می شوند .

علاوه بر این سه اتفاق دیگر در حاشیه برگزاری جایزه ی ادبی ایران خواهد افتاد . راه اندازی سایت انگلیسی  زبان جایزه ی ادبی ایران به منظور انعکاس آثار داستان نویسان و شاعران و منتقدان ادبی ایران برای جهانیان با نظارت یکی از بهترین تیم های ترجمه کشور و علاوه بر آن برگزاری کلاس های مکاتبه ای داستان نویسی و شعر در سراسر کشور و جهان و راه اندازی انتشارات جایزه ی ادبی ایران به منظور حمایت و پخش مناسب و در خور آثار ایرانی که البته با نظارت تیم های علمی معتبر منتشر خواهد شد .

جایزه ی ادبی ایران سالیانه برگزار می شود فراخوان اش از خرداد ماه تا مردادماه اعلام خواهد شد . آثار برگزیده در آذرماه تا دی ماه هر سال اعلام خواهند شد و کتاب های این جایزه در اردیبهشت ماه رونمایی خواهند شد . در طول هر سال سفرهای نقد کتاب های جشنواره با حضور نویسندگان و شاعران مطرح کشور در شهرهای کشور اتفاق خواهد افتاد و علاقه مندان می توانند در کلاسهای مکاتبه ای این انجمن که با سرپرستی شاعران و نویسندگان مطرح کشور برگزار می شود شرکت کنند .

بنابراین اگر مایلید آثارتان در یک فضای ادبی مستقل داوری شود و معرفی شوند سایت جایزه ی ادبی ایران  را که هر دو هفته یک بار و با حضور داستان نویسان و منتقدان و شاعران ایرانی به روز می شود مطالعه کنید و حتما در فراخوان جایزه ی ادبی ایرانشرکت کنید و اگر مایلید خبر فراخوان جایزه ی ادبی ایران را به دوستانتان نیز برسانید و یا آدرسشان را برای ما بفرستید تا این خبر فراخوان برای آنها نیز ارسال گردد . به امید پویایی ادبیات ایران .

 

محسن سراجی

دبیر جایزه ی ادبی ایران

 

جایزه ی ادبی ایران در ایسنا               جایزه ی ادبی ایران در ایرنا

جایزه ی ادبی ایران در فارس              جایزه ی ادبی ایران در خبر

جایزه ی ادبی ایران در مهر                 جایزه ی ادبی ایران در کتاب نیوز

جایزه ی ادبی ایران در آتیبان              جایزه ی ادبی ایران در ویکی پدیا

اولین کنفرانس مطبوعاتی جایزه ادبی ایران

کنفرانس مطبوعاتی ایران در خبرگزاری مهر      کنفرانس مطبوعاتی ایران در ایسکانیوز

کنفرانس مطبوعاتی درآفتاب

 

+ نوشته شده در ساعت توسط محسن سراجی |

 

نمایشگاه کتاب تهران - رونمایی کتاب برای روزهای مبادا

 

 

شنبه 10 فروردین ماه : ارسال مجموعه ی برای روزهای مبادا ، اولین مجموعه ی داستان و شعر وب لاگ نویسان ایرانی برای اخذ مجوز به اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی

 

شنبه 7 اردیبهشت ماه : اولین جلسه شورای بررسی و ارائه مجوز نشر کتاب در سال جدید ... ! با همه ی رایزنی هایی که شد بالاخره به این نتیجه رسیدند که به علت فرم متفاوت آثار و عکس های داخل کتاب و واژه ی اینترنت ! ..  ، نظر نهایی در خصوص مجوز نشر به بررسی بیشتر هیئت نظارت موکول شود .

 

چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه :  افتتاح نمایشگاه کتاب تهران و عدم ارائه جواب مناسب از سوی هیئت محترم بررسی کتاب و عذرخواهی من از همه ی دوستانی که وعده ی رونمایی کتاب در نمایشگاه تهران را داده بودم ...

 

پنج شنبه 12 اردیبهشت ماه : افتتاح نمایشگاه کتاب تهران

 

شنبه 14 اردیبهشت ماه : پیگیری های بیشتر در خصوص وضعیت مجوز کتاب و عدم ارائه جواب مناسب از سوی مسئولین محترم اداره ی ارشاد

 

یک شنبه 15 اردیبهشت ماه : ارائه ی جواب هیئت نظارت مبنی بر عدم ارائه ی مجوز نشر کتاب برای روزهای مبادا به دلیل عدم ارائه ی داستانها با محتوای مناسب در صفحات ... و ...  و اشعار مندرج در صفحات ... و ....و .... ضمنا عمده ی عکسها مناسب تر است که حذف شود .

 

دوشنبه 16 اردیبهشت ماه : تماس با دوستانی که عکسهایشان مناسب تر بود که حذف شود و درخواست ارائه ی عکس های مناسب .... !

هرچه با خودم کلنجار می روم نمی توانم قبول کنم که شعر یا داستانی حذف شود .

 

سه شنبه  17اردیبهشت ماه : حضور در شورای بررسی و ارائه ی مجوز کتاب ، توضیح در مورد داستانها و اشعار مشروط .... بعضی از آثار قبول می شود  و متاسفانه یک داستان هم سانسور می شود  ساعت 13:15 مجوز کتاب صادر می شود .  از ساعت 14 کارهای فنی چاپ آماده می شود همه ی اهالی انتشارات لطف می کنند و  به برای روزهای مبادا می پردازند ... ساعت 23 جلد آماده می شود و قرار است که فردایش کتاب برای چاپ به چاپخانه برود.

 

چهارشنبه 18  اردیبهشت ماه : قرار است صبح کار برای صحافی به صحاف سپرده شود برای آن همه جلد هم می شود نصف روز وقت صرف کرد ... قرار است کتابها برای 22:10 برسد که به همراه تیم انتخاب که به تهران سفر می کنند برای رونمایی آماده باشند

 

 پنج شنبه 19 اردیبهشت ماه :

 

راهروی شماره ی 12 غرفه ی 27 انتشارات سخن گستر   ساعت ۱۷

 

قرار است همه دور هم باشیم تا از اولین مجموعه ی برای روزهای مبادا رو نمایی کنیم . مطمئن باشید بعد از رونمایی کتاب حرفهای زیادی برای گفتن با هم داریم . منتظر دیدارتان هستیم

 

                                                              با احترام

                                                          محسن سراجی

 

+ نوشته شده در ساعت توسط محسن سراجی |

 

عكس سعيد فرامرزي

 

به نظر شما چه كساني براي آينده ي ادبيات ايران دل مي سوزانند ؟

افق ادبيات ايران را در آينده چگونه مي بينيد ؟

 بعضی اوقات آدم متاسف می شود وقتی که می بیند ایرانی ها با این همه تواناییهایی که دارند وارد یک چرخه ی اداری غیر علمی و متاسفانه اشتباه می شوند . چرخه ای که بیشتر دامن متولیان فرهنگ و هنر این کشور را گرفته است ... !

در ايران همه ي كارها بر اساس نظم و قانون پيش مي رود هر كس مثل من گذرش به ادارات و موسسات داخلي خورده باشد حتما با من موافق است ...!!!!

 

 امسال مجموعه ي براي روزهاي مبادا را به عنوان يك كتاب كاملا متفاوت معرفي خواهيم كرد كتابي كه به دليل نوع انتخاب آثار ( اشعار و داستان ها ) و همچنين صاحبان آثار متفاوت است . البته به اين تفاوت صفحه آرايي ، نوع معرفي صاحبان آثار و عكس هايشان را نيز اضافه كنيد .

همه ي اين تفاوت ها باعث شده است كه علي رغم همه ي تلاش ها و هزينه هاي زيادي كه در خصوص زودتر آماده شدن اين كتاب در زمان مقرر شد باز هم شوراي محترم بررسي و صدور مجوز كتاب در آستانه نمايشگاه كتاب ، بدون هيچگونه دليل خاصي صدور مجوز كتاب را به بررسي هاي بيشتر  اين مجموعه ي 132 صفحه اي كنند .

اگرچه معتقدم شيطنت هاي طراح و گرافيست كتاب در خصوص انتخاب عكس هاي صاحبان آثار ( به ويژه خانمها ) به حساسيت اين شوراي محترم افزود اما زيركي وي باعث شده است كه هيچ ايرادي بر آنها موجود نباشد و حاصلش همين شد كه متاسفانه كمي تاخير در صدور مجوز ايجاد شود . ماحصل اين نظم و حس مسئوليت دوستان ارشادي مان اين بود كه هم كتاب با كمي تاخيير ( البته اميدوارم بدون تغيير ) منتشر خواهد شد و هم من فرصت ملاقات همه ي دوستان عزيزم را از دست دادم . دوستاني كه براي ديدنشان لحظه شماري مي كردم. 

 حالا که کشورم با این همه قدمت در حوزه ی فرهنگ و هنر را با کشورهای دیگر مقایسه می کنم کمی نگران می شوم فکر می کنم که ما شاید مسیر را اشتباه گرفته ایم و خدا بخیر کند که به کجا می رسیم

و باز مجبور می شویم سکوت کنیم وقتی حرفی برای گفتن به این متولیان !! محترم نداریم

بعضي اوقات بسيار دلتنگ ادبيات سرزمينم مي شوم .. ادبياتي كه بدون شك براي ظهور و معرفي اش بايد از فيلتري عبور كند كه متاسفانه آن قدر غير منصفانه است كه بيشتر باعث انزواي ادبيات سرزمين دوست داشتني مان مي شود . اما مطمئن باشيد براي رسيدن به هدف بايد كمي پافشاري كرد ...  براي رسيدن به اين هدف كافي است همه با هم همراه باشيم .

عكس : سعيد فرامرزي

 

+ نوشته شده در ساعت توسط محسن سراجی

اولين مجموعه ي آثار براي روزهاي مبادا در حالي برگزيدگان خود را معرفي مي كند كه بيش از چهارصد اثر ادبي به دبيرخانه ي انتخاب آثار اين مجموعه رسيده بود كه عمدتا  مربوط به نويسنده هايي بود كه آثارشان را در فضاي وب نيز منتشر مي كردند .

اولين جلد مجموعه ي براي روزهاي مبادا در يك جلد و در دو بخش داستان و شعر ،  در نمايشگاه كتاب تهران ( ارديبهشت 87 ) رو نمايي خواهد شد .  با سپاس از نويسندگان محترمي كه آثارشان را براي انتشار در اين مجموعه براي دبيرخانه ي انتخاب آثار ارسال نمودند .

 

                                                                   با احترام

                                                               محسن سراجي

 

 

   داستانهاي منتخب :

                                                 1-شوکا داعیه

                                                 2-سروش امامی راد

                                                 3-لیلا بابایی فلاح

                                                 4-مصطفی قوانلو قاجار

                                                 5- نگار شبان

                                                 6-میلاد کریمی

                                                 7- مریم غلامی

                                                 8- محمود قلی پور

                                                 9-محمد صفا جویی

                                                10-رضا بهاری زاده

                                                11-حسن بزمه

                                                12-صادق عسگری

                                                13-علی رشووند

                                                14-امیر مولایی

                                                15-میلاد ظریف

                                                16-نجمه مولوی

                                                17 – آراز بارسقيان

 

  

  اشعار منتخب :

                                              1- بهار افسری

                                              2-صنم ملک افضلی

                                              3-باران آرام

                                              4-آتنا فرهی

                                              5-فاطمه عباسی

                                              6- شیدا محمدی

                                              7-نیلوفر خدابخشی

                                              8-مانی جاوید

                                              9- معصومه حاجی ابولحسن

                                             10-عباس رجب سلمانی

                                             11-شمس الدین عراقی

                                             12- مهسا ابوم گر

                                             13-پوریا عالمی

                                             14- مه رو جعفری

                                             15-مجید اسطیری

                                             16-مینا(نرگس) حسنی

                                             17-نسیم امید یزدانی

                                             18-کیانا آرین

                                             19-نلیکا امانی

                                             20-مهدی جلیل خانی

                                             21-فاخته ادیب

                                             22-سجاد شریفی

                                             23-مرکبیان

                                             24-حامد فهیمی راد

                                             25-وحید طلعت

                                             26 – مژگان مشتاقي

 

 

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط محسن سراجی |

 

براي روزهاي مبادا عنوان كتابي است كه براي اولين بار و با شكل و محتوايي متفاوت در ايران منتشر مي شود ! مجموعه ي وب لاگ نويساني كه آثارشان را ( داستان كوتاه ، شعر ) در اينترنت  منتشر مي كنند مي توانند حداكثر 2 داستان خود را به ايميل دبيرخانه ي انتخاب آثار كتاب براي روزهاي مبادا ارسال كنند .

 

  • هنرمندان عزيز بايد توجه داشته باشند كه آثار ارسالي شان قبلا در جايي چاپ نشده باشد .
  • هر نويسنده مي‌تواند دو اثر كوتاه منتشر نشده‌ي خود را براي شركت در مسابقه ارسال كند.
  • هنرمنداني كه در اين فراخوان شركت مي‌كنند، لازم است تا تعيين برندگان و نيز انتخاب آثار براي انتشار در مجموعه‌ براي روزهاي مبادا ، از درج آثار ارسالي در كتاب‌ها، نشريات و سايت‌هاي اينترنتي، خودداري فرمايند. همچنـين آثار با نام مستعار مطلقاً پذيرفته نمي‌شود. ارسال مطالبی که در وب لاگ شخصی افراد  ( صاحب اثر ) منتشر شده است بلامانع است
  • - هنرمندان شركت‌كننده شماره تلفن تماس و نشاني كامل پستي خود را حتماً به همراه آثار ارسال فرمايند و در صورت تغيير، مراتب را به دبيرخانه‌ی اطلاع دهند. درج شماره تلفن براي ارسال كنندگان آثار به ايميل هم الزامي است.
  • ارسال آثار براي مسابقه به اين معني است كه نويسنده‌ در صورت انتخاب، رضايت خود را براي چاپ آثار ارسالي در مجموعه‌ي داستان‌هاي برگزيده اعلام داشته است. آثار انتخاب شده برای انتشار در کتاب، ممکن است توسط دفتر انتخاب مجموعه براي روزهاي مبادا  ويرايش شوند .
  • كتاب برگزيدگان مقيم خارج از کشور به نماينده‌ي آنها اهدا خواهد شد.
  • مهلت ارسال آثار تا تاريخ 18 بهمن ماه 86 تمديد شده است
  • موضوع آثار ارسالي آزاد مي باشد

 ایمیل دبیرخانه : 360book@gmail.com

تعداد آثار رسيده به دبيرخانه انتشار آثار تا امروز ( 10 بهمن ماه ) 234 اثر مي باشد

 

شكل ظاهري و طراحي كتاب خارج از عرف متداول كتاب هاي وطني است  . گزينش نهايي آثار از هم اكنون آغاز شده است و نتايج نهايي اين گزينش در 20 بهمن ماه اعلام خواهد شد .

+ نوشته شده در ساعت توسط محسن سراجی |

دنيا را بد ساخته اند ... کسي را که دوست داري ، تو را دوست نمي دارد ... کسي که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري ... اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد ... به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند ... و اين رنج است ..و عشق یعنی هیچ. به همین سادگی  

+ نوشته شده در ساعت توسط محسن سراجی |

و آسمان بايد خجالت بكشد از اينكه آبي است...
... وقتي سرزمين من پر است از آدم هايي كه وجود بره مآبشان در پس علم ها ، عزاها و گريه ها، خون آدم هاي بي گناه را در شيشه مي كند و سر بازار ها لاي آب آلبالو بچه هاي بي پناه در ظهر روزهاي تب دار عطش آدم هاي تشنه را مي خواباند.
پر است از آدم هايي كه اگر هستي تاريخ را از پس پرده خاك خورده زمان بگيرند چاقوهايشان جاي گوسفندها، گردن انساني را مي برد كه با نامش مهر قبولي بر كارنامه كردار قبيحشان زدند و تير نگاه هرزه شان قلب خشكيده انسانيت را دوباره و چندباره سوراخ مي كند.
سرزمين من پر از است آدم هايي كه با شكم باد كرده شان جاي سرشان فكر مي كنند و قلبشان سال ها در آب فلزات سخت، جلا يافته است.
سرزمين من پر است از شياطيني كه دانشمندان نابغه غربي از ابليس شبيه سازي كرده اند و منتظر روزي هستند كه به سمت خود هفت تا سنگ بيندازند.
سرزمين من نور ندارد و مردمش در تاريكي آتش آه را با ترس روي نردبان نفرت از خانه همسايه مي دزدند تا مگر بشود حجم يخ خانه را مرئي كنند.
سرزمين من پر است...

+ نوشته شده در ساعت توسط محسن سراجی |

چه فرقی می کند که الان کجا هستی ؟

هر کجا که باشی هم داستان نویسی و هم مشهدی ...

دو جشنواره را پشت سر گذاشتیم و حالا به سومی فکر می کنیم

سومین جشنواره داستانهای ایرانی

تا15 آذرماه بیشتر فرصت نداری

پس یک یا دو داستان کوتاهت را که حداکثر 5 صفحه باشد برایمان ایمیل کن .

لطفا داستانت ایرانی باشد .

نه این که تنها آداب و رسوم را کنار هم بچینی .

تجربه ها و شناخت از آدم ها و محیط می تواند به راحتی داستانی ایرانی را بیافریند .

راستی به یاد داشته باش مشخصات کاملت را

 ( نام و نام خانوادگی ، میزان تحصیلات ،سال تولد ، آدرس دقیق منزل و شماره تلفن )

 هم برایمان بفرست .

در ضمن هیئت داوران جشنواره ،

10 برگزیده معرفی خواهند کرد تا پس از تقدیر و دریافت جوایز در مراسم اختتامیه

برای داوری در مرحله استانی به دبیرخانه مرکزی استان ارسال شوند .

یادآوری می شود دبیرخانه مرکزی سومین جشنواره داستانهای ایرانی برای چاپ

و انتشار آثار رسیده به دبیرخانه ، در نشریات ، مطبوعات و کتاب جشنواره محدودیتی ندارد .

از همین الان توی تقویمت بنویس .

شب چله ، هم نشینی بچه های داستان نویس در مشهد .

آدرس را برایت می فرستیم .

+ نوشته شده در ساعت توسط محسن سراجی |