|
دست نوشته هاي يك بيمار رواني
|
نمایشگاه کتاب تهران - رونمایی کتاب برای روزهای مبادا
شنبه 10 فروردین ماه : ارسال مجموعه ی برای روزهای مبادا ، اولین مجموعه ی داستان و شعر وب لاگ نویسان ایرانی برای اخذ مجوز به اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی
شنبه 7 اردیبهشت ماه : اولین جلسه شورای بررسی و ارائه مجوز نشر کتاب در سال جدید ... ! با همه ی رایزنی هایی که شد بالاخره به این نتیجه رسیدند که به علت فرم متفاوت آثار و عکس های داخل کتاب و واژه ی اینترنت ! .. ، نظر نهایی در خصوص مجوز نشر به بررسی بیشتر هیئت نظارت موکول شود .
چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه : افتتاح نمایشگاه کتاب تهران و عدم ارائه جواب مناسب از سوی هیئت محترم بررسی کتاب و عذرخواهی من از همه ی دوستانی که وعده ی رونمایی کتاب در نمایشگاه تهران را داده بودم ...
پنج شنبه 12 اردیبهشت ماه : افتتاح نمایشگاه کتاب تهران
شنبه 14 اردیبهشت ماه : پیگیری های بیشتر در خصوص وضعیت مجوز کتاب و عدم ارائه جواب مناسب از سوی مسئولین محترم اداره ی ارشاد
یک شنبه 15 اردیبهشت ماه : ارائه ی جواب هیئت نظارت مبنی بر عدم ارائه ی مجوز نشر کتاب برای روزهای مبادا به دلیل عدم ارائه ی داستانها با محتوای مناسب در صفحات ... و ... و اشعار مندرج در صفحات ... و ....و .... ضمنا عمده ی عکسها مناسب تر است که حذف شود .
دوشنبه 16 اردیبهشت ماه : تماس با دوستانی که عکسهایشان مناسب تر بود که حذف شود و درخواست ارائه ی عکس های مناسب .... !
هرچه با خودم کلنجار می روم نمی توانم قبول کنم که شعر یا داستانی حذف شود .
سه شنبه 17اردیبهشت ماه : حضور در شورای بررسی و ارائه ی مجوز کتاب ، توضیح در مورد داستانها و اشعار مشروط .... بعضی از آثار قبول می شود و متاسفانه یک داستان هم سانسور می شود ساعت 13:15 مجوز کتاب صادر می شود . از ساعت 14 کارهای فنی چاپ آماده می شود همه ی اهالی انتشارات لطف می کنند و به برای روزهای مبادا می پردازند ... ساعت 23 جلد آماده می شود و قرار است که فردایش کتاب برای چاپ به چاپخانه برود.
چهارشنبه 18 اردیبهشت ماه : قرار است صبح کار برای صحافی به صحاف سپرده شود برای آن همه جلد هم می شود نصف روز وقت صرف کرد ... قرار است کتابها برای 22:10 برسد که به همراه تیم انتخاب که به تهران سفر می کنند برای رونمایی آماده باشند
راهروی شماره ی 12 غرفه ی 27 انتشارات سخن گستر ساعت ۱۷
قرار است همه دور هم باشیم تا از اولین مجموعه ی برای روزهای مبادا رو نمایی کنیم . مطمئن باشید بعد از رونمایی کتاب حرفهای زیادی برای گفتن با هم داریم . منتظر دیدارتان هستیم
با احترام
محسن سراجی