|
دست نوشته هاي يك بيمار رواني
|
دنبال دلم می گردم تا چند خطی بنویسم
برای تو ؛
مثل طلوع شب ،
تاب طراوت ،
ماه نگاهت ،
و نمناک شود گوشه ی چشمان تماشا
هزار هزار پروانه ی دل به قربانت
نازنین ، جان غریب
چیزی مگر از آسمان کم می شود
اگر یک ستاره بچینم
و نور بپاشم گیسوان باران را ،
و مستانه بچرخم ، بچرخم
چون کشتی بی لنگر در طوفان نگاهت
و عطش بنوشم از خم حق
شب جرعه ی آه
درست مثل مثل .....