|
دست نوشته هاي يك بيمار رواني
|
شروع خیلی چیزها ناگهانی است. ادامه دادنش دشوار و پایان دادنش از همه سختتر است. قصهی روانی و چشمهایش هم از این قضیه مستثنی نیست. اینکه چشمهایش در واقعیت برای من دیگر مرده است٬ اینکه شاید حتی دوست داشتنش سراب بوده و دروغ..... دیگر اصلا مهم نیست...