تبليغاتX
دست نوشته هاي يك بيمار رواني

دست نوشته هاي يك بيمار رواني

 

شگفت انگيز ترين چيز آن است كه - تو و من - هميشه

 در سرزميني ناشناخته براي - ديگران -با هم قدم ميزنيم ...

هر دو دستانمان را دراز مي كنيم تا بهره ي خود را

از زندگي بگيريم... و زندگي به راستي سخاوتمند است ....

تو بسيار بيش تر از آن را كه مي توانم بگويم مي شنوي .

تو آگاهي را مي شنوي ....

تو با من به جايي مي روي كه واژه هاي من نمي توانند

تو را ببرند ...

تو ومن - و هر آن كس كه با شوق زندگي زاده ميشود -

 مي كوشيم به مرزهاي وجود خود برسيم ......

 

نه فقط از راه شناخت كه تمناي زيستن اين تجربه است ...

و روح اين جهان همان كه هماره دگرگون ميشود

 همان - مطلق - است ......

 

من حقيقي هستم اونيز : 

            اين دوحقيقت يكديگر را دوست دارند...همين !

+ نوشته شده در ساعت توسط محسن سراجی |